تبلیغات
حق...

پست ثابت

چهارشنبه 27 خرداد 1394 01:39 ق.ظنویسنده : بنفشه

 
سلام دوستان
از اینکه به وبم اومدید واقعا خوشحال و ممنونم.
من طرفدار جانگ گیون سوک و یک مارماهی هستم،اما دلیل درست کردن این وب ،مارماهی بودنم نیست.
دلیلش اینه:
من آدمی هستم که هرجا بی عدالتی ببینم و ببینم که حق کسی پایمال شده،واقعا اعصابم خورد میشه و نمیتونم تحمل کنم...هدفم از ساختن وب این بود که یک سری حقایق و واقعیات رو اینجا بنویسم و بعضی از مسائل رو روشن کنم...شاید این کار من حق پایمال شده این ادم رو زنده نکنه،اما حداقل چندنفری رو میتونم اگاه کنم و به اندازه توان خودم درمورد این بی عدالتی حرکتی بکنم.
تمام مطالب درمورد جانگ گیون سوک هستش.
سرگذشت اون،فعالیت هاش،زندگیش و...
من فقط واقعیت رو بدون کوچکترین دخل و تصرف و کم و زیاد کردنی اینجا قرار میدم و شما با توجه به نتیجه گیری خودتون قضاوت میکنین و نظر میدین...
البته کم و بیش سایت هایی رو دیدم که دراین مورد مطلبی قرار میدن اما من میخوام این وب رو اختصاص بدم به این موضوع چون دیگه طاقت ندارم در این مورد بیکار بشینم...
خواهشی که به عنوان یک هموطن ازتون دارم اینه که چه فن سوکی هستین چه آنتی فن و یا هیچکدوم،مطالب رو بخونین.اصلا میتونین  با این دید به قضیه نگاه کنین که برای یه بار تو عمرتون قاضی بودن رو دارید تجربه میکنید!
شاید بگید که مسخره ست و این موضوع درحدی نیست که انقدر بهش پردازش بشه،اونم به خاطر یه هنرمند کره ای...اما فراموش نکنید که اون قبل از اینکه یک هنرمند کره ای باشه،یک انسانه،یک همنوع...همنوعی که در حقش ظلم شده و تلاش ها و زحماتش بی ارزش شمرده شده...
ممنونم که وقت میذارید

آخرین ویرایش: چهارشنبه 27 خرداد 1394 09:26 ب.ظ

 

آخر...

جمعه 12 تیر 1394 02:00 ق.ظنویسنده : بنفشه

 

خیلی خوب...همه این مطالب گوشه ای از بی عدالتی ها و ظلم هایی بودن که در حق سوکی شده و مطمئنم با همه این مطالب و حرف ها هم نتونستم وسعت دردی رو که سوکی از تقریبا ابتدای فعالیتش تا الان حس کرده رو نشون بدم...
درسته که من طرفدار اون هستم اما اگه دقت کرده باشید توی پست ها فقط واقعیت هارو از دریچه دید یه همنوع نوشتم نه یه طرفدار و هیچ حرف احساسی هم نزدم...دردی که من به خاطر این اتفاقات توی دلم حس میکنم با گفتن هیچ حرفی التیام پیدا نمیکنه و هیچ کلمه ای نمیتونه حال من رو توصیف کنه...
همه این مطالب رو خوندید و از واقعیت ها آگاه شدید...همونطور که توی پست ثابت گفتم،لطفا فقط به دید یه همنوع،نظر خودتون رو بگید و قضاوت کنین چه فن هستین چه انتی فن و چه هیچکدوم...
نظردهی فقط توی این پست فعال هستش...
یه لطف دیگه ای که اگه میشه در حقم بکنید دوستان ،اینه که اومدید وبم،درمورد وبم نظر ندین،نظرتونو در مورد موضوعاتی که توی وبم قرار دادم،بگین لطفا...
ممنونم

آخرین ویرایش: جمعه 12 تیر 1394 01:58 ق.ظ

 

درک بیشتر...

جمعه 12 تیر 1394 01:50 ق.ظنویسنده : بنفشه

 
دوستان این مصاحبه ای از سوکی هستش که با خوندنش بیشتر میتونین منطق و طرز تفکرشو درک کنید...

JKS: من میخوام  تا زمان مرگم به عنوان بازیگر کار کنم .این جواب مستقیم اوست. جانگ گیون سوک از صدا و صحبت ماهرانه ی خودش برای پیاده کردن روش های بازیگری خود استفاده میکنه . در بین صحبت هاش مکث های کوتاهی وجود داره. در نهایت ما دوباره متوجه شدیم که جانگ گیون سوک بااستعداد  بازیگری به دنیا اومده .
خیلی از مردم میگن که او مانند یک بازیگر معمولی نیست . اینجا واضح هست که JKS یک بازیگر اشباه نیست بلکه یک بازیگر متفاوته. او دوست نداره که مرموز باشه. اتفاقا برعکس JKS از شبکه های اجتماعی ای مانند SNS استفاده میکنه که خود واقعیش و احساساتی که در یک لحظه داره رو بیان کنه. همچنین مثل وقت هایی که کنسرت هایی در خارج کشور برگزار میکنه خودش رو پشت بادیگاردها قایم نمیکنه. او بجز روزهایی که کار اداری داره خودش رو در هتل پنهان نمیکنه. زمانیکه او برای یکی از کنسرتهاش در ژاپن بود، توییت کرد : ” 7 بعدازظهر، مسابقه تنیس ، اگه شما بیاید من رو خواهید دید” به زودی تعداد زیادی طرفدار به آنجا رفتند . اما JKS با  تجهیزات تنیسی خاص یا با ظاهری شسته رفته ظاهر نشد . او همیشه ظاهر حقیقی خودش رو در مقابل  چشم های طرفداران نشون میده. او  فاصله ی کافی و زیادی رو بین خودش و طرفدارهاش ایجاد نمیکنه؛ برای اینکه بگه یک ستارست. JKS اگه خوشحال باشه احساس شادی خودش رو پنهان نمیکنه ؛ اگه از چیزی خوشش بیاد و تحت تاثیر قرار بگیره برای عکس العمل نشون دادن درنگ نمیکنه. این جانگ گیون سوک است .

JKS :  اغلب مواقع ، مدیر برنامه ها و مامور کمپانی درباره من می نالند. من احساسات اونها رو میفهمم . بازیگر در یک مضمون مانند کالای تجاری هست پس
احتمالا آنها دوست دارند  که من ظاهری عالی از خودم به عموم نشون بدم . اما ، آیا شما فکر میکنید که نداشتن هیچ ایراد ظاهری ای به معنای عالی هست؟من آرزو دارم که ایکاش یک جعبه شیشه ای بودم که مردم میتونستند داخل من رو ببینند ( حقیقت درون من رو ببینند ). اگر ما همدیگر رو بهتر بفهمیم موارد کمتری، از چشم داشت ها گرفته تا ناامیدی ها، وجود خواهد داشت. حتی با وجود اینکه شانسش خیلی نادره ولی حداقل من مثل طرفدارهام حس میکنم و ما به هم مانند نگاه کردن از طریق جعبه ای شیشه ای نگاه میکنیم و همدیگر رو درک میکنیم .

چه تعداد تفاوت او در مقایسه با سایر بازیگران داره؟ آیا شما فکر میکنید که این دلیل کافی برای فهمیدن احساس درونی او و قضاوت او، تنها براساس بیان او، مانند این بیان که او در کل به حرفی که دیگران درموردش میزنند اهمیت نمیده، هست؟ چطور ممکنه آسیب نبینه؟ چطور ممکنه دلواپس نباشه؟ با این حال جانگ گیون سوک به آنچه که در گذشته دور انجام داده با حالتی آرام عکس العمل نشون میده که این به او در پیشرفت کردن کمک میکنه .
در هنگام انتخاب درام ها هم همینطوره. اگر شما فیلم هایی رو که بازی کرده چک کنید، یک خط واضحی بین فیلم هایی که او قبل و بعد از توزیبایی بازی کرده وجود داره. قبل از تو زیبایی او هیچ پیش داوری ای در مقابل انواع فیلم ها نداشت. JKSدر یک فیلم بودجه قانونی، یک درام گرایشی  و همچنین یک درام تاریخی آمیزشیبازی کرد. درست مانند فیلم WALLE سخت بود که تشخیص بدی کدوم یکی این نقش ها جانگ گیون سوک حقیقی ست. برای بازیگرانی که در سن و سال جانگ بودند  او یک سرمشق خوب بود. اما بعد از توزیبایی آنچه که جانگ گیون سوک را به سمت کیون چان بودن سوق داد، این تبدیل به سوال شد. مطمئنا مقداری تفاوت از هر فیلمی که او در حول و حوش آن زمان بازی کرد وجود داشت، اما الهام و وحی که شنوندگان را تحت تاثیر قرار داد بیش از انواع همانند بود. ما نمیدونیم که آیا کیون چان بودن روی جانگ گیون سوک برای انتخاب نقش هاش تاثیر گذاشت یا نه اما جانگ گیون سوک بازیگری نیست که جرات انتخاب نقش های بحث برانگیز و مخاطره آمیز رو نداشته باشه .

JKS : بعضی وقت ها من از خودم میپرسم : آیا من در آن زمان اعتماد به نفس رها کردن “پسرطلایی” بودن رو نداشتم؟آیا من توی بازی کردن نقش های گل پسر افتاده بودم ؟ اما بعد از اینکه بارها و بارها ازخودم پرسیدم جواب همیشه “نه” بود . آیا من صرفا به دلیل اینکه یک مقاله انتقادی خوب نگرفتم هدفم رو تغییر ندادم؟ به عنوان یک بازیگر فیلمی که من ایفای نقش درآن را انتخاب میکنم بزرگترین مسئولیت است. تا الان من از قبول مسئولیت ها دوری نکردم. در نتیجه تا زمانی که خودم نقش را انتخاب کنم هرگز پشیمان نخواهم بود. من فکر میکنم که هر چیزی در حال بهترین هست. به همین دلیله که من کارهایی رو انتخاب میکنم که مناسب سن حال حاظرم یعنی 27 سالگیست. من فکر نکنم که بتونم نقش “گل پسر” رو در دهه های 30 یا 40 زندگیم بازی کنم. این یه چیز مثل اونه. برای من این معیارم در انتخاب فیلم بود که فکر می کنم من میتونم خواسته های خودم در دهه ی 20 زندگیم در آن بگنجونم.

در سال های اخیر JKS شبیه یک گل پسر واقعیست. چه تعداد بازیگر در دهه ی 20 زندگیشان مناسب بازی کردن نقش یک گیتاریست با موهای بلند هستند؟ او گفت که میخواد تا زمان مرگش فیلم بازی کنه. برای او، من فکر میکنم درام هایی که در آن نقش گل پسر رو بازی کرده به عنوان بهترین لحظاتی که او بخواد بهشون برگرده ، در طول همه فیلم هایی که بازی کرده ، به ذهنش خواهد آمد .
وقتی یک پروژه فیلم برداری انجام میشه قلب بازیگر مانند خاکستر گرم خواهد بود . وقتی که او فیلم برداری مرد زیبا را تموم کرد قلب او همانگونه بود. به همین دلیله که  او آرام به نظر میرسه  حتی اگه کاملا تغییر کرده باشه . امروز در طول عکسبرداریJKS  چیزی به من نشون نداد بجز مردمک هاش که طوری حرکت میکردند که انگار میتونستند با آدم حرف بزنند. هیچ تغییرو تبدیل بازیگری ای وجود نداشت. ممنون از آن، ما موفق شدیم که عکس های با حساسیت و نفوذپذیری بالایی بیشتر از آنچه که انتظار داشتیم از او بگیریم. اما صادقانه بگم، ما واقعا قبلا آرامش او را ندیده بودیم.

JKS : من در زمان استراحت خودم هستم. من برای مدتی تصمیم گرفتم استراحت کنم چه اهمیتی داره که چه ظاهری داره. به همین دلیله که ما به یه وقفه در طول مسیر حرکتمون نیاز داریم. در حال حاظر من نمیخوام که بدوام .

JKS کسی که همیشه پر از انرژیه و کسی که اوج هیجانی بدست آمده برای نقاط بالا او برای ما شناخته شده است. اما این آدم نجیب و ساکت یه روی دیگه از شخصیت اوست. او همیشه خودش رو صادقانه شرح میده. درحقیقت او پراز اعتمادبه نفس به نظر میرسه. JKS واهمه ای نداره که مستقیم به سمت هدفش بره، ZIKZIN، و میدونه که چطور صحبت کنه. به طور همزمان او همچنین میدونه چطور پشت کسی بمونه و ازش حمایت کنه بدون اینکه خودش رو نشون بده. در اصل این بازیگر جانگ گیون سوک است. این میتونه پنداشت اشتباه ما از افکار ما درباره ی جانگ گیون سوک باشه. من فکر نکنم که ما نتونیم حقایق رو باور کنیم. ما فقط سعی نمیکنیم که باورش کنیم. من فکر نمیکنم که ما نمیدونیم چطور مثل JKS نگاه کنیم بلکه ما فقط نمیخوایم مانند او ببینیم
و درک کنیم .
من نمیدونم که از چه موقع ولی مردم به زندگی آرام علاقه مند شدند. دوران سرعت زیاد که نماینده کره بود به پایان رسیده. اخیرا کره ای ها تمایل دارند که آهسته، رفته رفته و بادقت زندگی کنند. و سرانجام آنها امید دارند که در این نوع دنیا زندگی کند. ما در مورد برنامه های صدا وسیما آنها هم میتونیم همین رو بگیم. مدت زمان زیادی میگذره که ما چیزهای مهیج و تحریک آمیز در TV ندیدیم. این روزها به نظر میرسه که تلویزیون نظر مخاطبین خودش رو با نشون دادن شکست یک انسان و قرار دادنش به طور بی دفاع در برابر دوربین، جلب میکنه. به همین دلیل که JKS کسی که همواره به سمت هرچیزی با سرعت میره این روزها به خودش استراحت داده. الان زمانی رو داره میگذرونه که به خودش تفکر کنه نه اینکه نگران این باشه که چه مقصد و هدفی
رو باید بره.

JKS : چطوری ما میتونیم بدون وقفه به این سمت و اون سمت پرواز کنیم؟ وقت هایی هست که من واقعا احساس خستگی و بیحالی میکنم. من رازی درباره اینکه چطور  روحیه خودم رو به آسونی تقویت میکنم ندارم. من فقط فکر میکنم که ” این زمان هم میگذره”. من سعی میکنم که خوش بین باشم و کارها رو آسون بگیرم. نگهداشتن ذهنی آزاد و استراحتی باتکرار برای من فضای بیشتری با یه مقدار اطمینان میاره.

مجموعه ای از تکرارها : تشخیص، پذیرش، رضایت. این درسته که همه چیز همون جور که ما از قبل برنامه ریزی میکنیم پیش نمیره .
تا اکنون، او نمایش خوبی داشته. هرسال کنسرتهای زیادی داشته و همچنین برنامه  رادیویی هر دو هفته در میون ZIKZIN RADIO، جایی که مردم میتونند صدای او را بشنوند. او طی همین هفته فیلمبرداری 2 ، CF داشته. از اونجایی که SNS او بسته شده طرفدارانش نگرانش هستند. با وجود این مسائل اطراف او، او حتی برای مدتی کوتاه هم نمیتونه ساکت بمونه.

JKS : از اونجایی که من به طرفدارهام قول اجرای ZIKZIN RADIO رو دادم ، من نمیتونم اینکار رو رها کنم. به دلیل کپی رایت ها من حتی نمیتونم آهنگ های خودم رو برای اونها در رادیو بخونم. اما من باور دارم که ما میتونیم رابطه و پیوستگی به قدرکافی بین خودمون با خوندن پیام های طرفداران از سراسر جهان ایجاد کنیم. بعضی مواقع من احساس میکنم که ZIKZIN RADIO میتونه برای به اشتراک گذاشتن احساسات من با طرفداران و بخشیدن الهام به اونها مفیدتر و قابل استفاده تر از ملاقات رودررو با اونها باشه. به نظرم خیلی جالب و سودمنده.

او هرچه بیشتر تلاش میکنه ، بیشتر احساس هیجان میکنه و بیشتر از خودش لذت میبره. با این وجود او به یک استراحت و تجدید قوا در طول مسیرش احتیاج داره. JKS این نوع از انسانهاست. دست های او قهوه سرد او را به آهستگی و آرامش مانند یک حلزون برمیداره و حرکت میده. کلماتی که او الان نیاز داره، کلمات سنگینی مانند  یک مشق نظامی یا کلمات شیرینی مانند آب نبات نیست. فقط دادن یک فرصتی به او و صبر کردن برای استراحت او، بهترین حمایتیست که ما میتونیم ازش کنیم.
او در طول چند سال گذشته، در طول زندگی به سرعت نور حرکت کرده. او تجربه ی 20 سالش رو طی حالتی طاقت فرسا بدست آورده. این برای او که به مدت طولانی ای به عنوان بازیگر زندگی کرده آسون نیست البته او اخیرا زندگی به عنوان خواننده را هم شروع کرده  و آلبوم های شخصی خودش رو منتشر میکنه. او حتما بار مسئولیت با یه احساس فشار رو تجربه کرده. او به زمان نیاز داره. یه بخشی از منتظر بودن تا او دوباره برای دویدن آماده بشه، گفتن ZIKZIN، ما نمیتونیم کار خاصی برای او انجام بدیم. الان یه زمانی برای استراحت است.

Jks : من میخوام به عنوان بازیگر تا جایی  که امکانش هست زندگی کنم. سرانجام، تنها چیزی که من باید روش تمرکز کنم، کار من به عنوان بازیگر هست. من  همیشه همینطور فکر میکنم اما نمیتونم تضمین کنم که همه ی کارهایی که انتخاب میکنم امن و موفق خواهد بود. به نظر من گل های اصیل بی عیب، اصالت کمتری دارند. برای من، من گل های واقعی نجیب و ریشه دار همراه با تعدادی جای زخم رو ترجیح میدم چون اونها انرژی و زنده دلی اصلی حیات رو دارد. من فکر میکنم که آنها زیباترند.27 سال. سنی که در آن هرچیزی یک تجربه ی خارق العاده برای ما خواهد بود.جانگ گیون سوک همواره صادق و رک با تمام خلوص و صمیمیت است. این یکی از دلایلی ست که ما نمیتونیم به او پشت کنیم.

آپریل 2014

منبع:http://iranianjkseels.com



آخرین ویرایش: جمعه 12 تیر 1394 01:59 ق.ظ

 

چهارمین واقعیت

چهارشنبه 27 خرداد 1394 08:48 ب.ظنویسنده : بنفشه

 
باز هم سلام دوستان
این پست مربوط به برنامه"سه وعده غذا" هستش...اگه خبر داشته باشید،تازگی ها سوکی برای حضور داشتن توی یک برنامه مستند به نام سه وعده غذا،دعوت شد.این برنامه اینجوریه که سوکی و دو هنرمند کره ایه دیگه برای مدتی توی یه جزیره دوردست و با وجود شرایط سخت،باید روزهاشون رو بگذرونن و با مشکلاتی که براشون توی این جزیره پیش میاد،دست و پنجه نرم کنن.برای خودشون غذا تهیه کنن و خلاصه تو اون جزیره دووم بیارن...

و حالا شایعه فرار مالیاتی!

این روهم اگه خبر داشته باشید،چند ماه پیش بود که شایعه ای پخش شد مبنی براینکه سوکی  فرار مالیاتی داشته که البته خیلی زود تری جی این شایعه رو تکذیب کرد و مشخص شد که این اصلا ربطی به سوکی نداشته و تنها اشتباهی کاملا غیرعمدی از طرف حسابدار کمپانی تری جی بوده...این موضوع روشن شد و حرف ها و شایعات هم فروکش کرد...
اما چند وقت پیش،درست دوروز قبل از پخش برنامه سه وعده غذا،این شایعه دوباره در رسانه ها منتشر شد...شایعه و دروغ محضی که به فراموشی سپرده شده بود،درست دوروز قبل از پخش برنامه سوکی دوباره مطرح شد...تری جی بازهم این شایعه رو تکذیب کرد اما این حرکت رسانه ها کار خودش رو کرد و اثر منفی خودش رو روی افکار عمومی و همینطور عوامل برنامه سه وعده غذا گذاشت...عوامل سه وعده غذا با کمپانی پای میز مذاکره رفتن و در نهایت صلاح برنامه در این دیده شد که سوکی از اون خارج بشه!...
اون از برنامه خارج شد و من هنوز واقعا نمیدونم چرا؟! اگه کسی دلیلش رو فهمیده خواهشا به من بگه! نمیتونم بفهمم اون چه اشتباهی کرده! اون از حضور در برنامه محروم شد به خاطر اشتباه غیرعمدی حسابدار کمپانی که کاملا هم به اون بی ربط بوده؟!... حتی خیلی از کسایی که فن سوکی هم نبودن گفتن که بدون اون دیگه این برنامه رو نگاه نمیکنن و همه، عوامل این برنامه رو سرزنش کردن...
اون میتونست توی این برنامه بدرخشه و بار دیگه توانایی هاشو به مردم نشون بده...اما این برای کره خوب نبود...اون ها میترسن...خیلی هم میترسن..و خوب میدونن که اگه سوکی بخواد اونطور که حقشه دیده بشه و توانایی هاشو به نمایش بذاره،خیلی ها از دور خارج میشن و براشون بد میشه...به قول اون دوست چینی، اونا حمله میکنن چون میترسن...
اما این تنها ضربه ای نبود که رسانه ها به سوکی زدن و این حملات همچنان ادامه پیدا کرد.این خبریه که یه مارماهی توی سایتش گذاشته:


پنجشنبه غروب به وقت مابود که خبری همه رو شکه کرد. اینکه تهیه

کننده برنامه با یه رسانه‌ی کره‌ای مصاحبه کرده بود و گفته بود که با کمپانی سوک

مذاکره کرده وبه توافق دوجانبه رسیدن که سوک از برنامه خارج بشه (به خاطر مساله

مالیات).  فنا واقعا نگران بودن و حتی منتظر تکذیب خبر

بودند چون فقط یک رسانه منتشرش کرده بود و بقیه خبر اونو کپی کرده بودن اما

واکنش تری جی فقط سکوت بود تنها جوابی که یکی از اعضای شناخته‌شده‌ی کری

جی داد این بود که از رسانه‌ها به شدت عصبانی‌ان.

 

همزمان با انتشار خبر، واکنش بیگ‌برادر تقریبا اینو تایید کرد که خبر صحت داره

ترجمه: همیشه حمایتت می‌کنم.

 

اکثر مارماهیا اون شب رو تا صبح بیدار منتظر خبر بودن و پیامای حمایت آمیز

خودشون رو برای سوک و تری‌جی ارسال می‌کردن که ما درهرشرایطی پشتیبانتون

هستیم، خبری که صبح منتشر شد همون خبر ولی با بیان متفاوتی بود. این بار

نمایده‌‌ی سوک مصاحبه کرده بود و از تیم تهیه برنامه به خاطر خروج از برنامه

عذرخواهی کرده بود. متن خبر این رو می‌رسوند که JKS خودش از برنامه انصراف

داده و به خاطر خروجش و اینکه موجب انتقاد مردم شده عذرخواهی کرده.

قبلا گفته شده واکنش فنا چی بود به این خبر پس تکرارش نمی‌کنم. همزمان یکی

از گزارشگرای معروف ژاپنی‌هم مثل فنا اعتراض و همدری خودش رو از طریق توییتر

نشون داد و به اینکه دنیای صعنت سرگرمی دنیای نیرنگ و فریبه اعتراض کرد

 

اعتراض مارماهیا و حتی غیرمارماهیا توی این چند روز ادامه داشت که تیم تهیه‌ی

برنامه رو برای اینکار سرزنش می‌کردن که چرا برای مساله‌ای که مربوط به 6ماه پیشه

(و کسی گناهکار نیست) الان چنین تصمیمی گرفتید، چطور نمی‌دونستید چنین چیزی رو و اینکه ماهِ گذشته

سوک میزبان مراسم فرهنگیِ یکی از مهم‌ترین اجلاسِ سیاسی‌ای بود که درکشورش برگزار شده، دولت کره

چطور به یه مجرم "به قول شما" چنین مسئولیتی میده آخه و حالا این فرد که میزبانی این مراسمِ مهم رو به

عهده داشته (حتی بعد از این ماجرای مالیات) چطور الان به این نتیجه رسیدید که صلااحیت ماهیگیری

توی تلویزیون رو هم نداره؟! (ماجرای مالیات مربوط به شش ماه پیش بوده ، و دولت کره یک ماه پیش jks رو به

عنوان میزبان اجلاس سران انتخاب کرده ،پس چطور ممکنه این شایعات واقعیت داشته باشه؟!؟ )

با این وجود همه منتظر موضوع گیری رسمی‌ خود سوک بودن چون وعده داده شده

بود که بعد از برگشتن به کره خودش توضیح میده.

(اوپا دیروز {یکشنبه 28 دی} برگشت کره، ولی فنا برای حفاظت ازش توی این شرایط، هیچ عکسی نگرفتن)

 

اما برسیم به اون اتفاقی که مجبورمون کرد این پست رو بنویسیم.

 

دیروز {یکشنبه28دی} سوک توی فن کلاب رسمی و کافه طرفدارن (که هردو نیاز به

عضویت دارن و فقط اعضا می‌تونن واردش بشن) برای مارماهیاش یه پست گذاشت و

سکوت چهار روزش رو شکست..

اما بعد ناگهان یه خبرگذاری تصویری از متنی که سوک برای مارماهیا (تاکید می‌کنم

فقط برای مارماهیا) نوشته بود رو با یه تیتر دروغین متشر کرد. و ادعا کرد که عذرخواهی

رسمیه!! درحالی که اون متن رو سوک فقط برای مارماهیاش نوشته بود و ازشون

عذرخواهی کرده بود...

کامتای عجیب و غریب و بی‌رحمانه‌ای زیر پست گذاشته شده بود... زیر متنی که

اوپا توی خصوصی‌ترین محیطی که می‌تونست با مارماهیاش حرف بزنه منتشرش

کرده بود، زیر متنی که از مارماهیاش به خاطر اینکه احساس می‌کرد ناامیدشون

کرده عذرخواهی کرده بود.. زیر متنی که نه‌تنها هیچ شکایتی از کسی نکرده بود و

همش خودِ بی‌گناهش رو مقصر دونسته بود، از عوامل برنامه هم تشکر هم کرده

بود... زیر متنی که از سختی‌هایی که کشیده بود نوشته بود... و زیر متنی که

هرکسی که خوندش اشک از چشمانش جاری شده بود، حتی اشک ریختن هم

برای توصیفش کافی نیست، باید گفت بلند گریه کرده بود...

 

کامنتای بی‌رحمانه‌ی کره‌ای ها طرفدارا رو وادار کرد تا از سوک دفاع کنن، با اینکه

هیچ کامنتی توهین آمیز نبود بلکه کامنتایی در حمایت از سوک بود اما چون اکثر

طرفدارا خارجی بودن پس کامنتایی که در دفاع از کسی که دوسش داشتن

می‌ذاشتن به زبان انگلیسی می‌نوشتن که باعث شد آتیش دعوا زیاد بشه. چون

یکی از دلایل عمده‌ی تنفر کره‌ایها از سوک به غیر از اون احساس دشمنی و

حسادتشون، شهرتش بین خارجی‌هاست و حتی گاهی کامنت‌هایی می‌ذارن که

"از کره برو!" یا "برو یه کشور دیگه زندگی کن".

به خاطر همین کری جی از تمام طرفدارا خواست که دیگه کامنت به زبان‌های دیگه و

مخصوصا انگلیسی توی سایت‌های کره‌ای نذارن. اما اوضاع بهتر که نشد هیچ

کامنت‌های توهین آمیز و بی‌رحمانه اونقدر زیاد شدند که امروز صبح کری‌جی مجبور شد حرف

دیشبش رو پس بگیره و به  مارماهیا بگه که پرنس کامنتا رو خونده و اصلا حال خوبی نداره،

پس در حمایت ازش زیر اون خبر کره‌ای به زبان انگلیسی کامنت بزارید.

خبرگزاریا با پخش پیامی که فقط و فقط برای مارماهیا بود و ادعای اینکه عذرخواهی

رسمیه، اونم به خاطر مساله‌ی مالیات!!! سعی در تخریب پرنس دارن.


منبع:http://princeofhearts-jks.blogfa.com



فکر نکنم دیگه لازم باشه من حرفی بزنم...


آخرین ویرایش: چهارشنبه 27 خرداد 1394 09:28 ب.ظ

 

سومین واقعیت

چهارشنبه 27 خرداد 1394 12:32 ب.ظنویسنده : بنفشه

 
دوستان...
موقع پخش سریال باران عشق،سوکی انتی فن و مخالف های زیادی پیدا کرده بود،الان دلیلش رو میفهمیم:

این ها حرف های یه ایرانیه که توی فن کلاب سوکی عضوه و فقط چون توی کره هست تونسته توی این فن کلاب عضوبشه...جمع بندی ای از حرف های انتی فن ها و فن ها و مردم کره

سر پخش سریال باران عشق،یونا و سوکی چندبار باهم قرار میذارن و میرن رستوران.توی این اوضاع یونا اعلام میکنه که سوکی شعری رو که توی سریال خونده،برای اون نوشته و خونده و اون ها الان چندوقته که باهم قرار میذارن...اما کمپانی سوکی این حرف یونا رو رد میکنه و سوکی هم اعلام میکنه که اون قرار ها به خاطر سریال و کارشون بوده و هیچ رابطه ای بین اون ها وجود نداره.
از اونجایی که یونا تو کره طرفدار های زیادی داره،تمام فن هاش میشن انتی فن سوکی و از اونطرف فن های دو اتیشه شین هه هم میشن انتی فن سوکی.حالا توی اون اوضاع  یک عکس از سوکی میاد بیرون که همه میگن اون خودش رو خیلی گرفته و از بقیه خودشو بالاتر میدونه.سوکی هم انگار چندماهی دچار افسردگی میشه و هیچ فعالیتی انجام نمیده...
خوب...بعد چند وقت معلوم میشه که جریان شعر و این ها دروغی بیش نبوده و واقعا هم رابطه ای بین یونا و سوکی وجود نداره و اون رستوران رفتن ها هم واقعا به خاطر سریال و به همراه عوامل سریال بوده...
حالا قسمت جالب ماجرا اینجاست: توی این قضیه، کسی که دروغ به خورد مردم داده بود مورد حمایت واقع شد و کسی که حقیقت رو گفته بود و دروغ به خورد مردم نداده بود،منفور  شد!...
این وسط هرچی رو درک کنم،حمله فن های شین هه رو نمیتونم درک کنم...
یونا احتمالا اون زمان به خاطر سن کمش جوگیر و احساساتی شده بود با توجه به اینکه از قبل پخش این سریال هم طرفدار سوکی بود و خودش هم این موضوع رو گفته بود...
یعنی به خاطر احساساتی و جوگیر شدن یه بازیگر(قابل توجه فن های یونا،من هیچ توهینی به اون نکردم فقط اتفاقی رو که رخ داده نوشتم،خواهش میکنم واقع بین باشید) ،سوکی همچین تاوان سنگینی رو پرداخت کرد. توی کره از این اتفاق ها زیاد افتاده اما فقط قضیه سوکی اینجوری کره رو زیر و رو کرد! ایدل های کره ای همشون اشتباهات و ماجراهایی داشتن اما صدای هیچکدوم ازین موضوعات درنیومده.فکر کنم تاحالا متوجه این شده باشین که رسانه ها زوم کردن روی سوکی تا یه کاری بکنه و اتفاقی بیوفته،اونا هم دوخط اضافه کنن بهش و بترکونن! مثل این اتفاق سر سریال وارثان هم افتاد...اینکه شین هه گفت از شایعاتی که درمورد اون و لی مین هو پخش شده،خوشحاله و اینکه یجورایی بوسه های توی فیلم رو جدی گرفته، و از اون طرف هم مینهو گفت که شین هه براش مثل خواهرش میمونه و انگار از حرف های شین هه ناراحت شد...
این دوتا  ماجرا چه فرقی باهم دارن؟ توی هردو قضیه،طرف دختر حرفی زده و طرف پسر اون حرف رو تکذیب کرده،چرا فقط باید یکیشون مورد ظلم قرار بگیره؟...اونم به خاطر صداقتش؟...چون یکیشون دیوارش کوتاه تر از همه ست...؟
و اما درمورد عکس...آنتی فن ها میگن که همچین عکسی وجود داره که توش سوکی خودشو دست بالا گرفته و مغروره، اما تاحالا هیچکدومشون همچین عکسی رو نشون ندادن و ثابت نکردن...انگار اونا عکسی رو دیدن که اصلا وجود نداره!
هممون یه چیزی رو درمورد سوکی میدونیم.خصوصیتی که با اون شناخته شده و اون تواضع و خاکی بودن و اهمیت دادن به طرفداراشه. انصافا توی کی پاپ ایدلی وجود نداره که به اندازه سوکی به طرفدارهاش اهمیت بده،براشون وقت بذاره و ارزش قائل شه...خاکی بودن سوکی و خودمونی بودنش رو هم به راحتی توی پشت صحنه فیلم و برنامه هایی که توشون بوده میشه دید...
چطور آدمی که میاد بدون رودروایسی و هیچ خجالتی صادقانه از گذشته سختش و از فقر خانواده ش حرف میزنه و میگه که وقتی اولین پول مدلینگ رو توی 6سالگی گرفته،باهاش پول یکسال اجاره خونشون رو دادن،میتونه خودشو از بقیه بالاتر بدونه و خودشو دست بالا بگیره؟
این که سوکی خودشو قبول داره و به خودش علاقه داره و حتی کمی هم غرور بجا داره با اینکه خودشو دست بالا بگیره و کلاس بذاره و غرور کاذب داشته باشه خیلی فرق میکنه، تو برای اینکه بتونی دیگران رو دوست داشته باشی ،باید اول از همه عاشق خودت باشی...و سوکی قبول داره که ادم با ارزشیه و توانایی های خودشو قبول داره و به اون ها افتخار میکنه و به همون اندازه هم به دیگران بها میده و برای اون ها ارزش قائله...


آخرین ویرایش: چهارشنبه 27 خرداد 1394 09:41 ب.ظ

 

دومین واقعیت

چهارشنبه 27 خرداد 1394 12:30 ب.ظنویسنده : بنفشه

 
باران عشق
 



باران عشق درامی هستش که توی سال 2012 ساخته شد و با توجه به بازیگرهای خوب و فیلمنامه خوب و جالبش انتظار میرفت که ریتینگ خوبی داشته باشه اما اینطور نشد و این سریال اونطور که حقش بود،دیده نشد...
سریال، داستان عشق پاک دوجوون تو سال 1970 رو روایت میکنه که به خاطر رخ دادن یک سری مشکلات و مسائلی،خیلی تلخ از همدیگه جدا میشن و بهم نمیرسن.هردوی اون ها جداگانه با اشخاص دیگه ای ازدواج میکنن و صاحب بچه میشن.تو سال 2012  دختر و پسر اون ها که حالا دیگه بزرگ شدن،همدیگر رو میبینن و بینشون عشقی مثل عشق مادرپدرشون شکل میگیره.از طرفی توی همین اوضاع پدرمادر اونها که حالا دیگه پیر شدن و هرکدوم همسرشون رو به نحوی از دست دادن همدیگه رو بعد سال ها میبینن و بدون اینکه از جریان بچه هاشون خبر داشته باشن تصمیم میگیرن اون عشق قدیمی رو زنده و باهم ازدواج کنن...باید دید کدوم زوج بهم میرسن،زوج قدیمی یا زوج جدید؟...
بازی همه بازیگر ها طبیعی و خوب بود و همینطور یونا برای بازی توی این فیلم از جشنواره جایزه گرفت،اما سوکی...
اون هایی که این سریال رو دیدن و حتی شاید از خود سریال خوششون نیومده(که البته هرکسی این سریال رو دیده عاشقش شده و معمولا میگن بهترین درام کره ای هست که تاحالا دیدم،حتی اونهایی که طرفدار جانگ کیون سوک نیستن) اگه یکم انصاف داشته باشن،متوجه بازی طبیعی و واقعا قوی سوکی توی این سریال شدن.که چطور دوتا کاراکتر کاملا متضاد رو با توانمندی و باورپذیر به تصویر کشید.و منی که فن سوکی هستم متعجب میشدم که چطور اون میتونست دوتا نقش کاملا متفاوت رو انقدر خوب دربیاره!

اولین نقش:پسری که توی سال 1970 زندگی میکرده و شخصیتی آروم،مهربون،خجالتی و با شرم و حیا داره(این ها)















حتی فقط با دیدن این عکس ها میشه شخصیت همچین پسری رو توی چهره و رفتار سوکی دید...

نقش دوم: پسر این ها(جون) که توی سال 2012 زندگی میکنه و شخصیتی کاملا برعکس پدرش داره.پسری خودشیفته،مغرور،پررو،دخترباز و شیطون



















همینطور که میبینید توی این عکس هاهم کاملا میشه همچین شخصیتی رو توی چهره و رفتار سوکی دید...
یک بازیگر با دو میمیک چهره کاملا متفاوت و باورپذیر توی یک فیلم!...
چه بسا من دیدم بازی هایی رو که واقعا از بازی سوکی پایین تر بودن اما بعداز پخش سریالشون تو جشنواره جایزه گرفتن...نمیدونم شاید اگه شخص دیگه ای به جای سوکی این نقش رو بازی میکرد حتی با بازی ضعیف تر،جایزه میگرفت....
نظر شما چیه؟اون مستحق این جایزه نبود؟....

آخرین ویرایش: چهارشنبه 27 خرداد 1394 09:27 ب.ظ

 

اولین واقعیت

چهارشنبه 27 خرداد 1394 12:01 ب.ظنویسنده : بنفشه

 
دوستان،این ها صحبت های یک ادم کاملا بیطرف هستش...درمورد اتفاقات کره و  دلیل رفتار کره ای ها با سوکی...طولانیه ولی خواهشمندم بخونیدش...برای بررسی مطالب دیگه،حتما باید این مطلب رو بدونید.ممنون


شرحی از گذشته ی جانگ گیون سوک

یادداشتی از مترجم: [ مترجمی که این متنو از چینی به انگلیسی ترجمه کرده ] شرح وقایعی که میخونید توسط آقایی که به مدت 3 سال در کره زندگی میکرده
نوشته شده . این شرح شخصی خودش هست که من ترجمش کردم و هیچ تعهدی هم در قبال حقیقت داشتن یا نداشتن صحبت هاش ندارم. این به عهده ی خوانندست که چطور قضاوت کنه.
فقط میخوام اضافه کنم که من به حرف هایش اعتماد دارم به چند دلیل :
1. این آقا طرفدار جانگ گیون سوک نیست .
2. خیلی از چیزهایی که نویسنده شرح داده من قبلا توی اخبار و گزارشاتی که توسط افراد دیگر نوشته شده بود خوندم و همه ی حقایق با هم جور در میان. این ترجمه اختصاصی برای کسانی هست که میخواهند حقایق پشت واکنش شدید کره ای ها به جانگ گیون سوک در چند سال گذشته را بدونند .



نویسنده :

من به مدت 3 سال یعنی از سال 2006 تا 2009 در کره بودم . الهه ای
که من تحسینش میکنم عاشق او در سال 2006 شد ، از این جهت من هم از سال 2006 از او متنفر شدم چون او قلب الهه ی منو تصرف کرد . اما از این جهت من به او توجه کردم [منظور اینه پیگیر کاراش شده ] . در آن زمان من در کره بودم و او توسط تمام کره ای ها مورد انتقاد قرار میگرفت بنابراین وقتی بعدها موفقیت عظیم او را دیدم خیلی تعجب کردم . اگرچه من ازش خوشم نمیاد ، باوجود اینکه ازش متنفرم ولی من ناچارم بپذیرم که او ستاره ی بلندقد ، پولدار و زیبایی هست که ارزش تحسین و یادگیری ازش رو داره . شخصیت او بیانگر بیشتر مردهایی که خودشون برای خود انگیزه ایجاد میکنند و یا شخصیتی که بیشتر مردها این نوع شخصیت رو تحسین میکنند ، هست . ( هرچند که او دربین مردها خیلی طرفدار نداره) اینجا من مجبورم که توضیح بدم : هر مردی ( چه بلند، زیبا، پولدار باشه و چه نباشه ) ارزش ها ، وقار، شأن و آرزوهای خودش رو داره . اینو حاشا نکنید ، به شرطی که شما یک مردید ، [منظور مخاطبین مرد هست] شما هر مردی که آرزوی خودش برای قهرمان شدن رو داره ، دوست دارید . ما میتونیم فقر خودمون رو تحمل کنیم ، به خودمون برای کوتاه ، فقیر و زشت بودنمون بخندیم.
ما میتونیم ببینیم که الهه هامون ربوده میشن [ منظور اینه عاشق کسای دیگه میشن ] اما همه ی ما شأن و آرزوهای خودمون رو داریم . ما حتی برای آنها [ شأن وآرزوهامون ] بیشتر ارزش قائلیم چون آنها همه ی چیزی هستند که داریم. ( کمی ادبی شد ولی حقیقت توی قلبمون همینه ) .اما او- شأن ، وقاروآرزوهاش لگدمال شد و توسط همه ی کره ای ها مورد تمسخر قرار گرفت . در ادامه من براتون تجربیات او رو شرح میدم ، این تجربیات چیزی هست که هرفردی باید اون رو محترم بشمردش . چون من 3 سال در کره زندگی کردم آنچه که براتون شرح میدم همون چیزی هست که خودم شخصا دیدم . در سال 2006 تقریبا تمام زنان کره ای مجذوب او در یک درام شده بودند . در آن سال او فقط 18 سال سن داشت . این درام یک ستاره ی برجسته ی دیگر داشت و او شخصیت اول فیلم نبود . اما او ( بچه ای که تنها 18 سال سن داشت ) توجه عموم رو از سایرستاره ها ربود . او با داشتن صورتی به معصومیت یک کودک نقش یک پسر حرف شنو و پولدار را درآن درام بازی کرد . در آن شبی که شخصیت او در آن فیلم میمیره این نوع از کامنت ها در اینترنت ظاهر میشه " زنان کره ای همه گریستند " ( من در آن زمان درام را نگاه نمیکردم ولی این نوع از کامنت ها در آن شبی که شخصیت او در فیلم میمیره در اینترنت
ظاهر شد ) من 3 سال در کره زندگی کردم در حقیقت کره گاهی و در بعضی موارد سنتی تر از چین هست . اهمیتی نداره در قرون باستان یا امروز کره ، عقاید سنتی مشخصی هیچوقت در این کشور تغییر نمیکنند .
عقیده ی سنتی کره ای ها این هست که بچه ها باید فرمانبردار باشند ، به
حرف های بزرگترها گوش بدهند و قابل پیش بینی باشند . به دلیل شخصیتی که او در آن فیلم بازی کرد و نیز به دلیل سنش و چهرش ( ظاهر معصومانش ) او فردی حرف شنو و فرمانبردار در دید زنان کره ای جلوه کرد . او سوگلی محبوب آنها شد . تمام کره ای ها شروع به تحسین و تمجید او کردند . آنها او را فردی مطیع ، رام و حرف شنو میدیدند و او را بخاطر همین ویژگی و ویژگی هایی مانند لبخند معصومانش ، چهره ی زیباش ، جوانیش، هنر و حرفه ای بودنش و
همچنین بخاطر خلوص و بی ریایی اش در قبال مردم مورد تحسین قرار میدادند . کره ای ها سخاوتمندانه به او لقب ، مرد عالی ، رو داده بودند (مردی کاملا گرانبها ) . کره ای ها آینده ای خوب برایش تصور میکردند و امیدوار بودند که او به بازیگری مطیع و حرف شنو بودن ، ادامه بده .
صحیح ، کره ای ها تقریبا همه چیز رو درست حدس زده بودند. لبخند معصومانه او ، زیبایی ، جوانی ، حرفه ای بودن و خیلی بی ریا بودن در قبال مردم ؛ اما کره ای ها یک چیز خیلی مهم را اشتباه حدس زده بودند . او بچه ای مطیع و فرمانبردار نیست. او فردی رام و مطیع نیست ؛ او حتی تاحدودی شیطان و سرکش هست . اما من فکر میکنم که او خیلی شبیه به ما هست [ آقایون منظورشه] . او خودنمایی میکنه ، با اعتماد به نفسه ، غرورش آسمون رو رد میکنه ، رک گو هست ، بی محاباست ،
او جرأتش رو داره که هر چیزی رو که میگه انجام بده ، او از هیچ چیزی نمیترسه .
فکر میکنید اینها چیزی نیست و ما قبلا مثل او بودیم و آدم های خوبی هم محسوب میشدیم ؟ درسته ولی ما یک ستاره نبودیم . و او یک ستاره است و از آن بیشتر بچه ای مطیع و فرمانبردار در نظر کره ای ها ؛ اما او اینرو فراموش کرد . او با غرور آرزوهاش رو شرح داد ، او آرزوهای خیلی خیلی زیادی داره . او گفت که میخواست یک راننده ی مسابقه بشه ، او گفت که میخواست یک رقاص بشه . کره ای ها در کمال تعجب فهمیدند که او در کل یک آدم رام نیست و تا اندازه ای آزاد و نامحدوده . به دلیل اینکه او یک ستاره هست شخصیت او توسط رسانه ها زیرذره بین قرار
گرفت و بزرگنمایی شد. در کره جایی که تواضع و فروتنی سنته ؛ جلوه دادن و خودنمایی یک بازیگر نشانه ای کشنده و مصیبت آمیز هست . همه ی ما میدونیم که خیلی از ستاره های کره خیلی جدی و افتاده هستند . حتی کمدین های آنها هم فقط جرأت میکنند که مسخره بازی در بیاورند و حقیقتا آنها هم جرأت نمیکنند که خودنمایی کنند . این یه سنته در موسسه های تفریحی و سرگرمی کره . بهرحال شخصیت او برای این موسسه ها کاملا عجیب هست. موسسه های تفریحی و سرگرمی کره شروع کردند به حمله کردن ، انتقاد و خندیدن به او . اما من حس میکنم که آنها احتمالا از او ترسیدند . از گذشته تا حالا ، هیچ بازیگری در کره مانند او نبوده . او هرآنچه را که میخواد میگه ، خودش رو جلوه میده و حتی خیلی بیش از حد اعتماد به نفس داره . شخصیت او مانند یک تخته سنگ بزرگ پرتاب شده در موسسه های تفریحی آرام و سنتی کره هست . او مانند یک چیز جدیدی بود که سرزده وارد دایره ی تفریحی کره شد و مردم همواره از چیزهای جدید میترسند . قواعد غیرمستقیم [ منظور اینه که به طور غیرمستقیم به کسی بگی چیکار کنه و چیکار نکنه ] روی او کار نمیکنه . رک گویی شجاعانه ی او باعث آزار موسسه های تفریحی کره شد . موسسه هایی که به نوع قوانین غیرمستقیم عادت داشتند. شرکت های کره ای جرأت نکردند که این نوع قواعد را برای او بکار ببرند.
آنها حتی جرأت نکردند که به او اجازه بدهند که این قوانین را بفهمد چون رسانه های کره از او میترسیدند . و چون آنها میترسیدند ؛ حمله کردند .
· او نوشت که آرزوی او این بود که یک راننده مسابقه معروف بشه . او
میخواد که یک شرکت اتومبیل سازی تاسیس کنه . رسانه ها او را برای
روگرداندن از حرفه ی اصلیش و کودکانه رفتار کردن مورد انتقاد قرار دادند. · او نوشت که میخواد وقتی 40 ساله شد اونقدر پول بدست آورده باشه که بتونه مقیاس زیادی از موسسه های تفریحی سرگرمی رو بخره . موسسه ها به او برای داشتن رویاهای احمقانه و نشدنی خندیدند .
· او نوشت که میخواد زیرنور آفتاب دراز بکشه و به ساز تکنواز
پیانو Andre Gagnon گوش بده و ازش لذت ببره . رسانه ها به او
ریشخند زدند که او وانمود به ادبی و کلاسیک بودن کرده .
· او دوست داشت که عکس هایی از خودش در حالی که لباس های جدیدش رو پوشیده ارسال کنه [آپلود کنه]. او دوست داشت که انگشتشو سمت خودش نشونه بگیره وبا یه لبخند معصومانه بگه که " من عالیم " . رسانه ها از خودنمایی او متنفر بودند · و غیره و غیره ....
رأس و قله آن انتقادها زمانی اتفاق افتاد که او نوشت " اگر من فرصت رفتن به فرانسه را بدست بیارم ، یک شیشه مشروب در یک دست و روزنامه در دست دیگرم در خیابان des champs فریاد میزنم New York Herald Tribune " [ اسم یک روزنامست ] (بچه ها اگه یادتون باشه سوکی این کارو ساله 2012 توی فرانسه انجام داد و همه جا پیچید.)
انتقادها از طرف رسانه های کره به اوج خود رسید . آنها به او برای اینکه همواره این نوع از مقاله ها و حرف ها رو مینویسه خندیدند . آنها به او برای لاف زدن های اغراق آمیزش خندیدند . کره ای ها به او لقب ho-sei را دادند [ به معنیه لاف زن ، چاخان و خودنما ] (این لقب توی کره معنی وحشتناکی داره) هر کاری که او انجام میداد ho-sei بود . وارد دانشگاه هانیانگ شدن ، بازیگری و حتی کارهای خیریه او ho-sei بود .
Ho-sei , ho-sei ؛ کره ای ها اسم حقیقی او را فراموش کردند . تنها میگفتند که او یک ho-sei جوان است . در آن زمان هرجا در کره ، رسانه ها ، مجله ها و اینترنت همه به او انتقاد میکردند . برای تمام طول 3 سال این انتقادها ادامه داشت . ( ممکن که امروز تعدادی از طرفداران چینی فکر کنند که من دارم اغراق میکنم؛ اما من میگم که اصلا اینطور نیست و حتی ممکنه که نتونسته باشم تمام وسعت اون انتقادها رو شرح بدم) . من نمیدونم که او چطور این 3 سال رو تحمل کرد . در تمام اون 3 سال شأن و وقار او ، آرزوهای او بیرحمانه لگدمال شد و مورد تمسخر قرار گرفت . او همچنین یادگرفت که چطور سرش رو به زیر بیاندازه و چشمهاش رو افتاده نگه داره؛ چطور با فروتنی و شکسته نفسی صحبت کنه . اما در اعماق وجود او همچنان نگرشی محکم و قوی فریاد میزد " من چه کار اشتباهی کردم؟ " او طرفدارهایی داره که او رو درک و حمایت میکنند اما در زیر حمله های متداوم رسانه ها و موسسه ای تفریحی و سرگرمی سنتی کره ، این حمایت های کم ، بیدرنگ
خنثی شدند . دوست هایی بودند او رو نصیحت میکردند که چرا شخصیت خودت رو، رها نمیکنی و به خودت اجازه نمیدی که یک زندگیه راحت داشته باشی . شخصیت خودش رو رها کنه ؟ چطور یه چنین انتظاری ازش دارید؟ شخصیت او اساسا همونطور هست .
به دلیل لقب ho-sei ، او دستخوش رنج های زیاد دیگری هم شد . من نباید آنها
رو اینجا شرح بدم بلکه ما باید بفهمیم آنها چطور بودند .( گاهی ما نمیتونیم حتی یک انتقاد منفی از خودمون رو تحمل کنیم ، چه میشه گفت که او 3 سال تحمل کرد. ) بعد از 3 سال از حمله توسط رسانه های کره ، او دیگر منفجرشد . او نمیدونست چرا او اشتباه بود . او یک جوان خودنما هست که عاشق آرزوهاشه ، آیا این اشتباهه؟
او به یه میز به شدت ضربه زد و انگشت خودش رو شکوند.
در آن زمان او احساس میکرد که خیلی خیلی مظلوم واقع شده بنابراین تصمیم گرفت که بره .کشور خودش رو ترک کنه . کشوری که عمیقا دوسش
داشت ولی همون کشور خیلی خیلی بهش آزار رسونده بود . او کشورش رو به قصد پیشرفت توی کشورهای دیگر، ترک کرد . او به تحصیل در کره ادامه داد ولی سخت در کشورهای دیگه کار کرد و بین کره و کشورهای دیگه سفر کرد . رسانه های کره به مخالفت با او ادامه دادند و خواستند ببینند که چه موفقیتی او میتونه در کشورهای دیگه بدست بیاره .
او شرکت خودش رو تاسیس کرد . او برنامه ریزی و طراحی صحنه را شخصا یاد گرفت . او تا نیمه های شب رقص تمرین کرد و زبان های بیگانه را یاد گرفت . تیمی از دوستان خوب به اضافه ی همکاران جمع کرد . او کره را ترک کرد و خودش رو در کار غرق کرد .
در آن زمان من در کره بودم و شخصا شاهد این پیشرفت ها بودم . همکاران من و من احساس گیجی میکردیم که چرا مردم نمیتونند کلمات حقیقی رو بپذیرند و دوست دارند که کلمات غیرصحیح را بشنوند؟
وقتی سایر افراد با دورویی تملق آمیز صحبت میکنند ، آنها [مردم] فکر میکنند که این خوبه اما وقتی کسی حقیقت رو میگه و در مورد آرزوهاش صحبت میکنه آنها فکر میکنند که این فرد در تخیلاتش زیاده روی میکنه [ خودشیفته و خودنماست]. هرکسی آرزوهای خودش رو داره ، به من نگین که اگه کسی آنها رو بیان کنه
ho-seiنامیده میشه . اما آنچه که ارزش شادی و وجد رو داره اینه که او موفق شد .
2009. ( در سن 21 سالگی ) او در ژاپن ، کره و چین به دلیل یک درام مشهور شد اما این فقط شروعش بود .
2011. اولین آلبوم تکی او در رأس Oricon چارت قرار گرفت . بنابراین او اولین خواننده ی بیگانه در کشور ژاپن بود که توانست در شروع به کارش این موفقیت رو بدست بیاره .
2011. کنسرت او در کشور تایلند به فروش رسید .
2011. او کنسرت Tokyo dome خود را در کشور ژاپن اجرا کرد و از بالاترین احترام ها و تشویق ها از یک هنرمند لذت برد .
2011. کنسرت او در شانگهای به شدت پرجمعیت بود .
2012. در سن 24 سالگی ، او 6 ساختمان برای تاسیس برند بازرگانی خودش خرید و به ستاره ای با بیشترین املاک و دارایی ها تبدیل شد .
2012. در سن 24 سالگی ، او سومین تور آسیای خودش رو اجرا کرد .
2012. او به پاریس در فرانسه رفت و این عکس را گرفت : او در خیابان
des champs ایستاد با یک بطری مشروب در یک دست و روزنامه
New York Herald Tribune در دست دیگر. بعد از اینکه این عکس منتشر شد باعث یک شور در کره شد . به دلیل این کلمات او در کره مورد تمسخر قرار گرفته بود و ho-sei خوانده شده بود اما حالا او به راحتی اینکار را انجام داد . من هنوز یادمه که او در انتهای اولین کنسرتش در جشنی که با افراد کمپانیش گرفته بود،
او یک مشروب رو در دستش نگه داشت ،روی یک صندلی ایستاد ، دیوانه وار پیش از اینکه سرش رو بلند کنه فریاد کشید و خطاب به همکارانش با صدای بلند گفت" دوستان ، دفعه ی بعد من شما رو برای دیدن Tokyo dome میارم "

او همچنان شجاع و بی محابا، همچنان رک گو ،همچنان با اعتماد به نفس هست.
در تمام این سالها او تغییری نکرد . او 4 شخصیت مختلف به عنوان یک خواننده، بازیگر ، رقاص و dj بدست آورد. در رأس تمام این موفقیت ها و برگشت او به موج
hallyu ، شکستن لقب ho-sei و تبدیل شدن آن به تکه ها قرار داره .
رسانه های کره از موفقیت بی نظیر او متعجب هستند . مجله ها و روزنامه هایی که قبلا همه چیز او رو به باد نکوهش گرفته بودند الان نگران هستند . خیلی از طرفدارهای او الان خیلی خوب درباره ی گذشته ی او نمیدونند چون او به آن اشاره نمیکنه و وقتی کسی گاه و بیگاه عنوان های گذشته رو بیان میکنه ، او لبخند میزنه و میگه " این سوءتفاهم مردم نسبت به من هست در گذشته " امروز ، شخصیت او ثابت باقی مونده و هیچ کس جرأت نمیکنه که به او ho-sei بگه . مردم به استعداد او احترام میگذارند چون رویاهای قدیمی که در گذشته برای او خیلی بزرگ و دور محسوب میشد ، الان خیلی کوچک هستند .
از گذشته ی او و از شخصیت او من واقعا خیلی چیزها یاد گرفتم . و امروز شخصیت او نشان او قرار گرفته . من فقط اینو میخوام بگم : حتی اگه رویاهای شما روی زمین لگدمال شد ، لازمه که شما همچنان پشتکار داشته باشید و با شادمانی لبخند بزنید .

او ، جانگ گیون سوک است .



خیلی خوب...فکر کنم از این به بعد فهمیدن دلیل نامردی ها و بی عدالتی های مختلف در حقش  برامون راحت تر باشه...


آخرین ویرایش: چهارشنبه 27 خرداد 1394 09:27 ب.ظ

 

بیوگرافی جانگ کیون سوک

چهارشنبه 27 خرداد 1394 02:03 ق.ظنویسنده : بنفشه

 

جانگ کیون سوک تنها فرزند خانواده، در سن ۵ سالگی کار خود را به عنوان یک مدل آغاز کرد. هنگامی که والدین او قصد فروش منزل خود را داشتند، خریداری که به منزل آنها آمده بود وقتی گیون سوک را دید به پدر و مادرش توصیه کرد که او می‌تواند به عنوان یک مدل، آینده درخشانی داشته باشد.

او فعالیت خود را ۴ سال بعد (سال ۱۹۹۷) در شبکه HBS در برنامه‌ای به نام (selling happiness) آغاز کرد و کار خود را در تلویزیون به عنوان یک کودک مدل ادامه داد.

در دوران دبیرستان کیون سوک با شنیدن صدای خواننده پاپ و گروه راک ژاپنی ken hirai و larc-en-ciel شروع به یادگیری این زبان نمود وبه نیوزلند سفر کرد تا بتواندزبان انگلیسی را نیز بیاموزد. هر چند که گیون سوک مایل بود تحصیلاتش را در نیوزلند ادامه دهد اما پیشنهاد بازی در سریال nonstop4 در شبکه MBC او را به کره بازگرداند.

بعد از نقش آفرینی در این سریال کیون سوک مدام فکر می‌کرد بازیگری به تنهایی برایش کافی نیست و تصمیم گرفت که خود را به یک بازیگر ثابت تبدیل کند. در سال ۲۰۰۵ نقشی که گیون سوک به عنوان پسر رئیس جمهور در درام پر بینندهlovers in parague که از شبکه SBS پخش شد باعث شد که او بتواند خود را به عنوان چهره‌ای خاص در نگاه طرفداران درام‌های کره‌ای مطرح کند.

در سال ۲۰۰۶ پیشرفت بسیار بزرگی در زندگیش رخ داد و او بر روی پرده سینما در فیلم ترسناک ژاپنیone missed call final خوش درخشید و به علت تجربه قبلی او و آشناییش با زبان ژاپنی گیون سوک توانست با ستاره‌های ژاپنی بدون هیچ مشکلی ارتباط برقرار کند او همچنین ۳ ماه قبل از آغاز این فیلم شروع به یادگیری زبان اشاره (مخصوص ناشنوایان) برای نقشش به عنوان پسر ناشنوا در این فیلم کرد. نقش بعدی او در یک درام تاریخی به نام Hwan jin yi بود که از شبکه KBS۲ پخش شدو نقش او در این درام مورد توجه بسیاری از طرفداران خانم قرار گرفت.

در سال ۲۰۰۷ کیون سوک نقشی را در یک فیلم با تم موسیقی راک به نام The happy life بازی کرد. نقش hyeon-ju در این فیلم به کیون سوک اجازه داد تا سحر مردانگیش را وهمینطور مهارت و هنرش را به عنوان یک خواننده به همگان نشان دهد. او همچنین در دو کار در زمینه موسیقی در سال ۲۰۰۸ ایفای نقش کرد، که این فیلم‌ها DO RE MI FA SO LA SI DOو درام تلویزیونی Beethoven virus که از شبکهMBC پخش شد، هستند. نقش بعدی کیون سوک در سال ۲۰۰۹ در فیلم مهیج the case of itaewon homicide بود که اولین نقش او به عنوان یک تبه کار را نشان می‌داد. این فیلم بر اساس یک داستان واقعی است که در یک مغازه همبرگر فروشی در itaewon کره جنوبی رخ داده است.

او همچنین در فیلم Hong Gil Dong که در شبکه KBS پخش شد در نقش پرنس Lee Changhwi، و فیلم ME AND BABY ایفای نقش کرده است.

او برای اولین بار به عنوان یک خواننده کره‌ای آهنگ LET ME CRY توسط شرکت Pony Canyon در تاریخ ۲۷ آوریل ۲۰۱۰ را در ژاپن منتشر کرد. این آهنگ در اولین هفتهٔ انتشار با فروش ۱۱۹٫۱۴۹ کپی نفر اول چارت Oricon single در ژاپن شد. او برای اولین بار به عنوان یک غیر ژاپنی در نمودار اول شد و این باعث برنده شدن جایزه بهترین هنرمند جدید مرد در Gold Disc Awards در ژاپن در سال ۲۰۱۰ شد. با پایان ماه سپتامبر ۲۰۱۱ جانگ کیون سوک اولین آلبوم چینی خود را با عنوان H Vol.۱ در چین و سراسر آسیای شرق منتشر کرد.

جانگ به همراه دوست موسیقیدان خود (Big Brother(大兄弟/jung kurt گروهی با نام TEAM H ایجاد کرد. آلبوم H Vol.۱ دارای ۴ آهنگ و آهنگ پیشرو آن GOTTA GETCHA است. بنا بر گزارش رسیده اشعار این آهنگ را جانگ گیون سوک نوشته است و همه دارای ریتم قوی و رپ قدرتمندی هستند.

این آلبوم دارای یک ویدئو برای همین آهنگ با پشت صحنه‌های جالب است. در همان سال جانگ کیون سوک قبول کرد تا در نقش حیوان خانگی در فیلمی کره‌ای برگرفته از سریال ژاپنی با نام YOU'RE MY PET بازی کند. این فیلم در سال ۲۰۱۱ منتشر شد.

در ۱۸ ژانویه ۲۰۱۲ شرکت Oricon اعلام کرد کیون سوک آلبوم تازه‌ای را منتشر خواهد کرد. این آلبوم در ۲۱ مارس منتشرشد و فقط در ژاپن قابل دسترس بود. این آلبوم ۷ آهنگ به سبک راک داشت. در ۲۳فوریه ۲۰۱۲ رسانه (HS (韩星经纪 در صفحهٔ رسمی WEIBO گروه TEAM H اعلام کرد که گروه نخستین جایزه خود را با آلبوم EP Lounge H Vol. ۱ بدست آورده است.

در سال ۲۰۱۲ جایزه بالاترین رکورد فروش و بهترین آلبوم کره‌ای توسط Hong Kong Record Sales Awards اعلام شد. این البوم در سرزمین چین، تایوان، هنگ کنگ فروش چشمگیری داشت.

سریال تلویزیونی LOVE RAIN با بازی کیون سوک و یونا (GIRL'S GENERATION) در شبکه KBS۲ از ۲۶مارس تا ۲۹ می پخش شد. جانگ کیون سوک در پایان ماه می ۲۰۱۲ یک آلبوم دیگر ژاپنی تحت عنوان JUST CRAZY منتشر کرد. این آلبوم در Oricon daily singles chart با فروش ۵۳٫۰۰۰ نسخه نفر اول شد. جانگ کیون سوک اولین مردی است که برای ۲ بار در Oricon اول شد.

منبع:ویکی پدیا


آخرین ویرایش: چهارشنبه 27 خرداد 1394 09:26 ب.ظ