تبلیغات
حق... - اولین واقعیت

اولین واقعیت

چهارشنبه 27 خرداد 1394 01:01 ب.ظنویسنده : بنفشه

 
دوستان،این ها صحبت های یک ادم کاملا بیطرف هستش...درمورد اتفاقات کره و  دلیل رفتار کره ای ها با سوکی...طولانیه ولی خواهشمندم بخونیدش...برای بررسی مطالب دیگه،حتما باید این مطلب رو بدونید.ممنون


شرحی از گذشته ی جانگ گیون سوک

یادداشتی از مترجم: [ مترجمی که این متنو از چینی به انگلیسی ترجمه کرده ] شرح وقایعی که میخونید توسط آقایی که به مدت 3 سال در کره زندگی میکرده
نوشته شده . این شرح شخصی خودش هست که من ترجمش کردم و هیچ تعهدی هم در قبال حقیقت داشتن یا نداشتن صحبت هاش ندارم. این به عهده ی خوانندست که چطور قضاوت کنه.
فقط میخوام اضافه کنم که من به حرف هایش اعتماد دارم به چند دلیل :
1. این آقا طرفدار جانگ گیون سوک نیست .
2. خیلی از چیزهایی که نویسنده شرح داده من قبلا توی اخبار و گزارشاتی که توسط افراد دیگر نوشته شده بود خوندم و همه ی حقایق با هم جور در میان. این ترجمه اختصاصی برای کسانی هست که میخواهند حقایق پشت واکنش شدید کره ای ها به جانگ گیون سوک در چند سال گذشته را بدونند .



نویسنده :

من به مدت 3 سال یعنی از سال 2006 تا 2009 در کره بودم . الهه ای
که من تحسینش میکنم عاشق او در سال 2006 شد ، از این جهت من هم از سال 2006 از او متنفر شدم چون او قلب الهه ی منو تصرف کرد . اما از این جهت من به او توجه کردم [منظور اینه پیگیر کاراش شده ] . در آن زمان من در کره بودم و او توسط تمام کره ای ها مورد انتقاد قرار میگرفت بنابراین وقتی بعدها موفقیت عظیم او را دیدم خیلی تعجب کردم . اگرچه من ازش خوشم نمیاد ، باوجود اینکه ازش متنفرم ولی من ناچارم بپذیرم که او ستاره ی بلندقد ، پولدار و زیبایی هست که ارزش تحسین و یادگیری ازش رو داره . شخصیت او بیانگر بیشتر مردهایی که خودشون برای خود انگیزه ایجاد میکنند و یا شخصیتی که بیشتر مردها این نوع شخصیت رو تحسین میکنند ، هست . ( هرچند که او دربین مردها خیلی طرفدار نداره) اینجا من مجبورم که توضیح بدم : هر مردی ( چه بلند، زیبا، پولدار باشه و چه نباشه ) ارزش ها ، وقار، شأن و آرزوهای خودش رو داره . اینو حاشا نکنید ، به شرطی که شما یک مردید ، [منظور مخاطبین مرد هست] شما هر مردی که آرزوی خودش برای قهرمان شدن رو داره ، دوست دارید . ما میتونیم فقر خودمون رو تحمل کنیم ، به خودمون برای کوتاه ، فقیر و زشت بودنمون بخندیم.
ما میتونیم ببینیم که الهه هامون ربوده میشن [ منظور اینه عاشق کسای دیگه میشن ] اما همه ی ما شأن و آرزوهای خودمون رو داریم . ما حتی برای آنها [ شأن وآرزوهامون ] بیشتر ارزش قائلیم چون آنها همه ی چیزی هستند که داریم. ( کمی ادبی شد ولی حقیقت توی قلبمون همینه ) .اما او- شأن ، وقاروآرزوهاش لگدمال شد و توسط همه ی کره ای ها مورد تمسخر قرار گرفت . در ادامه من براتون تجربیات او رو شرح میدم ، این تجربیات چیزی هست که هرفردی باید اون رو محترم بشمردش . چون من 3 سال در کره زندگی کردم آنچه که براتون شرح میدم همون چیزی هست که خودم شخصا دیدم . در سال 2006 تقریبا تمام زنان کره ای مجذوب او در یک درام شده بودند . در آن سال او فقط 18 سال سن داشت . این درام یک ستاره ی برجسته ی دیگر داشت و او شخصیت اول فیلم نبود . اما او ( بچه ای که تنها 18 سال سن داشت ) توجه عموم رو از سایرستاره ها ربود . او با داشتن صورتی به معصومیت یک کودک نقش یک پسر حرف شنو و پولدار را درآن درام بازی کرد . در آن شبی که شخصیت او در آن فیلم میمیره این نوع از کامنت ها در اینترنت ظاهر میشه " زنان کره ای همه گریستند " ( من در آن زمان درام را نگاه نمیکردم ولی این نوع از کامنت ها در آن شبی که شخصیت او در فیلم میمیره در اینترنت
ظاهر شد ) من 3 سال در کره زندگی کردم در حقیقت کره گاهی و در بعضی موارد سنتی تر از چین هست . اهمیتی نداره در قرون باستان یا امروز کره ، عقاید سنتی مشخصی هیچوقت در این کشور تغییر نمیکنند .
عقیده ی سنتی کره ای ها این هست که بچه ها باید فرمانبردار باشند ، به
حرف های بزرگترها گوش بدهند و قابل پیش بینی باشند . به دلیل شخصیتی که او در آن فیلم بازی کرد و نیز به دلیل سنش و چهرش ( ظاهر معصومانش ) او فردی حرف شنو و فرمانبردار در دید زنان کره ای جلوه کرد . او سوگلی محبوب آنها شد . تمام کره ای ها شروع به تحسین و تمجید او کردند . آنها او را فردی مطیع ، رام و حرف شنو میدیدند و او را بخاطر همین ویژگی و ویژگی هایی مانند لبخند معصومانش ، چهره ی زیباش ، جوانیش، هنر و حرفه ای بودنش و
همچنین بخاطر خلوص و بی ریایی اش در قبال مردم مورد تحسین قرار میدادند . کره ای ها سخاوتمندانه به او لقب ، مرد عالی ، رو داده بودند (مردی کاملا گرانبها ) . کره ای ها آینده ای خوب برایش تصور میکردند و امیدوار بودند که او به بازیگری مطیع و حرف شنو بودن ، ادامه بده .
صحیح ، کره ای ها تقریبا همه چیز رو درست حدس زده بودند. لبخند معصومانه او ، زیبایی ، جوانی ، حرفه ای بودن و خیلی بی ریا بودن در قبال مردم ؛ اما کره ای ها یک چیز خیلی مهم را اشتباه حدس زده بودند . او بچه ای مطیع و فرمانبردار نیست. او فردی رام و مطیع نیست ؛ او حتی تاحدودی شیطان و سرکش هست . اما من فکر میکنم که او خیلی شبیه به ما هست [ آقایون منظورشه] . او خودنمایی میکنه ، با اعتماد به نفسه ، غرورش آسمون رو رد میکنه ، رک گو هست ، بی محاباست ،
او جرأتش رو داره که هر چیزی رو که میگه انجام بده ، او از هیچ چیزی نمیترسه .
فکر میکنید اینها چیزی نیست و ما قبلا مثل او بودیم و آدم های خوبی هم محسوب میشدیم ؟ درسته ولی ما یک ستاره نبودیم . و او یک ستاره است و از آن بیشتر بچه ای مطیع و فرمانبردار در نظر کره ای ها ؛ اما او اینرو فراموش کرد . او با غرور آرزوهاش رو شرح داد ، او آرزوهای خیلی خیلی زیادی داره . او گفت که میخواست یک راننده ی مسابقه بشه ، او گفت که میخواست یک رقاص بشه . کره ای ها در کمال تعجب فهمیدند که او در کل یک آدم رام نیست و تا اندازه ای آزاد و نامحدوده . به دلیل اینکه او یک ستاره هست شخصیت او توسط رسانه ها زیرذره بین قرار
گرفت و بزرگنمایی شد. در کره جایی که تواضع و فروتنی سنته ؛ جلوه دادن و خودنمایی یک بازیگر نشانه ای کشنده و مصیبت آمیز هست . همه ی ما میدونیم که خیلی از ستاره های کره خیلی جدی و افتاده هستند . حتی کمدین های آنها هم فقط جرأت میکنند که مسخره بازی در بیاورند و حقیقتا آنها هم جرأت نمیکنند که خودنمایی کنند . این یه سنته در موسسه های تفریحی و سرگرمی کره . بهرحال شخصیت او برای این موسسه ها کاملا عجیب هست. موسسه های تفریحی و سرگرمی کره شروع کردند به حمله کردن ، انتقاد و خندیدن به او . اما من حس میکنم که آنها احتمالا از او ترسیدند . از گذشته تا حالا ، هیچ بازیگری در کره مانند او نبوده . او هرآنچه را که میخواد میگه ، خودش رو جلوه میده و حتی خیلی بیش از حد اعتماد به نفس داره . شخصیت او مانند یک تخته سنگ بزرگ پرتاب شده در موسسه های تفریحی آرام و سنتی کره هست . او مانند یک چیز جدیدی بود که سرزده وارد دایره ی تفریحی کره شد و مردم همواره از چیزهای جدید میترسند . قواعد غیرمستقیم [ منظور اینه که به طور غیرمستقیم به کسی بگی چیکار کنه و چیکار نکنه ] روی او کار نمیکنه . رک گویی شجاعانه ی او باعث آزار موسسه های تفریحی کره شد . موسسه هایی که به نوع قوانین غیرمستقیم عادت داشتند. شرکت های کره ای جرأت نکردند که این نوع قواعد را برای او بکار ببرند.
آنها حتی جرأت نکردند که به او اجازه بدهند که این قوانین را بفهمد چون رسانه های کره از او میترسیدند . و چون آنها میترسیدند ؛ حمله کردند .
· او نوشت که آرزوی او این بود که یک راننده مسابقه معروف بشه . او
میخواد که یک شرکت اتومبیل سازی تاسیس کنه . رسانه ها او را برای
روگرداندن از حرفه ی اصلیش و کودکانه رفتار کردن مورد انتقاد قرار دادند. · او نوشت که میخواد وقتی 40 ساله شد اونقدر پول بدست آورده باشه که بتونه مقیاس زیادی از موسسه های تفریحی سرگرمی رو بخره . موسسه ها به او برای داشتن رویاهای احمقانه و نشدنی خندیدند .
· او نوشت که میخواد زیرنور آفتاب دراز بکشه و به ساز تکنواز
پیانو Andre Gagnon گوش بده و ازش لذت ببره . رسانه ها به او
ریشخند زدند که او وانمود به ادبی و کلاسیک بودن کرده .
· او دوست داشت که عکس هایی از خودش در حالی که لباس های جدیدش رو پوشیده ارسال کنه [آپلود کنه]. او دوست داشت که انگشتشو سمت خودش نشونه بگیره وبا یه لبخند معصومانه بگه که " من عالیم " . رسانه ها از خودنمایی او متنفر بودند · و غیره و غیره ....
رأس و قله آن انتقادها زمانی اتفاق افتاد که او نوشت " اگر من فرصت رفتن به فرانسه را بدست بیارم ، یک شیشه مشروب در یک دست و روزنامه در دست دیگرم در خیابان des champs فریاد میزنم New York Herald Tribune " [ اسم یک روزنامست ] (بچه ها اگه یادتون باشه سوکی این کارو ساله 2012 توی فرانسه انجام داد و همه جا پیچید.)
انتقادها از طرف رسانه های کره به اوج خود رسید . آنها به او برای اینکه همواره این نوع از مقاله ها و حرف ها رو مینویسه خندیدند . آنها به او برای لاف زدن های اغراق آمیزش خندیدند . کره ای ها به او لقب ho-sei را دادند [ به معنیه لاف زن ، چاخان و خودنما ] (این لقب توی کره معنی وحشتناکی داره) هر کاری که او انجام میداد ho-sei بود . وارد دانشگاه هانیانگ شدن ، بازیگری و حتی کارهای خیریه او ho-sei بود .
Ho-sei , ho-sei ؛ کره ای ها اسم حقیقی او را فراموش کردند . تنها میگفتند که او یک ho-sei جوان است . در آن زمان هرجا در کره ، رسانه ها ، مجله ها و اینترنت همه به او انتقاد میکردند . برای تمام طول 3 سال این انتقادها ادامه داشت . ( ممکن که امروز تعدادی از طرفداران چینی فکر کنند که من دارم اغراق میکنم؛ اما من میگم که اصلا اینطور نیست و حتی ممکنه که نتونسته باشم تمام وسعت اون انتقادها رو شرح بدم) . من نمیدونم که او چطور این 3 سال رو تحمل کرد . در تمام اون 3 سال شأن و وقار او ، آرزوهای او بیرحمانه لگدمال شد و مورد تمسخر قرار گرفت . او همچنین یادگرفت که چطور سرش رو به زیر بیاندازه و چشمهاش رو افتاده نگه داره؛ چطور با فروتنی و شکسته نفسی صحبت کنه . اما در اعماق وجود او همچنان نگرشی محکم و قوی فریاد میزد " من چه کار اشتباهی کردم؟ " او طرفدارهایی داره که او رو درک و حمایت میکنند اما در زیر حمله های متداوم رسانه ها و موسسه ای تفریحی و سرگرمی سنتی کره ، این حمایت های کم ، بیدرنگ
خنثی شدند . دوست هایی بودند او رو نصیحت میکردند که چرا شخصیت خودت رو، رها نمیکنی و به خودت اجازه نمیدی که یک زندگیه راحت داشته باشی . شخصیت خودش رو رها کنه ؟ چطور یه چنین انتظاری ازش دارید؟ شخصیت او اساسا همونطور هست .
به دلیل لقب ho-sei ، او دستخوش رنج های زیاد دیگری هم شد . من نباید آنها
رو اینجا شرح بدم بلکه ما باید بفهمیم آنها چطور بودند .( گاهی ما نمیتونیم حتی یک انتقاد منفی از خودمون رو تحمل کنیم ، چه میشه گفت که او 3 سال تحمل کرد. ) بعد از 3 سال از حمله توسط رسانه های کره ، او دیگر منفجرشد . او نمیدونست چرا او اشتباه بود . او یک جوان خودنما هست که عاشق آرزوهاشه ، آیا این اشتباهه؟
او به یه میز به شدت ضربه زد و انگشت خودش رو شکوند.
در آن زمان او احساس میکرد که خیلی خیلی مظلوم واقع شده بنابراین تصمیم گرفت که بره .کشور خودش رو ترک کنه . کشوری که عمیقا دوسش
داشت ولی همون کشور خیلی خیلی بهش آزار رسونده بود . او کشورش رو به قصد پیشرفت توی کشورهای دیگر، ترک کرد . او به تحصیل در کره ادامه داد ولی سخت در کشورهای دیگه کار کرد و بین کره و کشورهای دیگه سفر کرد . رسانه های کره به مخالفت با او ادامه دادند و خواستند ببینند که چه موفقیتی او میتونه در کشورهای دیگه بدست بیاره .
او شرکت خودش رو تاسیس کرد . او برنامه ریزی و طراحی صحنه را شخصا یاد گرفت . او تا نیمه های شب رقص تمرین کرد و زبان های بیگانه را یاد گرفت . تیمی از دوستان خوب به اضافه ی همکاران جمع کرد . او کره را ترک کرد و خودش رو در کار غرق کرد .
در آن زمان من در کره بودم و شخصا شاهد این پیشرفت ها بودم . همکاران من و من احساس گیجی میکردیم که چرا مردم نمیتونند کلمات حقیقی رو بپذیرند و دوست دارند که کلمات غیرصحیح را بشنوند؟
وقتی سایر افراد با دورویی تملق آمیز صحبت میکنند ، آنها [مردم] فکر میکنند که این خوبه اما وقتی کسی حقیقت رو میگه و در مورد آرزوهاش صحبت میکنه آنها فکر میکنند که این فرد در تخیلاتش زیاده روی میکنه [ خودشیفته و خودنماست]. هرکسی آرزوهای خودش رو داره ، به من نگین که اگه کسی آنها رو بیان کنه
ho-seiنامیده میشه . اما آنچه که ارزش شادی و وجد رو داره اینه که او موفق شد .
2009. ( در سن 21 سالگی ) او در ژاپن ، کره و چین به دلیل یک درام مشهور شد اما این فقط شروعش بود .
2011. اولین آلبوم تکی او در رأس Oricon چارت قرار گرفت . بنابراین او اولین خواننده ی بیگانه در کشور ژاپن بود که توانست در شروع به کارش این موفقیت رو بدست بیاره .
2011. کنسرت او در کشور تایلند به فروش رسید .
2011. او کنسرت Tokyo dome خود را در کشور ژاپن اجرا کرد و از بالاترین احترام ها و تشویق ها از یک هنرمند لذت برد .
2011. کنسرت او در شانگهای به شدت پرجمعیت بود .
2012. در سن 24 سالگی ، او 6 ساختمان برای تاسیس برند بازرگانی خودش خرید و به ستاره ای با بیشترین املاک و دارایی ها تبدیل شد .
2012. در سن 24 سالگی ، او سومین تور آسیای خودش رو اجرا کرد .
2012. او به پاریس در فرانسه رفت و این عکس را گرفت : او در خیابان
des champs ایستاد با یک بطری مشروب در یک دست و روزنامه
New York Herald Tribune در دست دیگر. بعد از اینکه این عکس منتشر شد باعث یک شور در کره شد . به دلیل این کلمات او در کره مورد تمسخر قرار گرفته بود و ho-sei خوانده شده بود اما حالا او به راحتی اینکار را انجام داد . من هنوز یادمه که او در انتهای اولین کنسرتش در جشنی که با افراد کمپانیش گرفته بود،
او یک مشروب رو در دستش نگه داشت ،روی یک صندلی ایستاد ، دیوانه وار پیش از اینکه سرش رو بلند کنه فریاد کشید و خطاب به همکارانش با صدای بلند گفت" دوستان ، دفعه ی بعد من شما رو برای دیدن Tokyo dome میارم "

او همچنان شجاع و بی محابا، همچنان رک گو ،همچنان با اعتماد به نفس هست.
در تمام این سالها او تغییری نکرد . او 4 شخصیت مختلف به عنوان یک خواننده، بازیگر ، رقاص و dj بدست آورد. در رأس تمام این موفقیت ها و برگشت او به موج
hallyu ، شکستن لقب ho-sei و تبدیل شدن آن به تکه ها قرار داره .
رسانه های کره از موفقیت بی نظیر او متعجب هستند . مجله ها و روزنامه هایی که قبلا همه چیز او رو به باد نکوهش گرفته بودند الان نگران هستند . خیلی از طرفدارهای او الان خیلی خوب درباره ی گذشته ی او نمیدونند چون او به آن اشاره نمیکنه و وقتی کسی گاه و بیگاه عنوان های گذشته رو بیان میکنه ، او لبخند میزنه و میگه " این سوءتفاهم مردم نسبت به من هست در گذشته " امروز ، شخصیت او ثابت باقی مونده و هیچ کس جرأت نمیکنه که به او ho-sei بگه . مردم به استعداد او احترام میگذارند چون رویاهای قدیمی که در گذشته برای او خیلی بزرگ و دور محسوب میشد ، الان خیلی کوچک هستند .
از گذشته ی او و از شخصیت او من واقعا خیلی چیزها یاد گرفتم . و امروز شخصیت او نشان او قرار گرفته . من فقط اینو میخوام بگم : حتی اگه رویاهای شما روی زمین لگدمال شد ، لازمه که شما همچنان پشتکار داشته باشید و با شادمانی لبخند بزنید .

او ، جانگ گیون سوک است .



خیلی خوب...فکر کنم از این به بعد فهمیدن دلیل نامردی ها و بی عدالتی های مختلف در حقش  برامون راحت تر باشه...


آخرین ویرایش: چهارشنبه 27 خرداد 1394 10:27 ب.ظ